![]() |
![]() |
|
| گوش هایت را ببند.با چشم هایت بشنو.چشم ها صادق ترند |
|
و تو متولد شدی....
در همان موقع من نیز..... همیشه همزاد با شخص متولد می شود.... اما این بار زودتر متولد شده بود.... همزاد من نبود....آن زمان که نمی شناختمش... همزاد که نه.....اما هم صحبت دیگری بود....قبل تر ها.... حال من یافته ام تو را.... کامل شدم....خود را یافتم....وقتی تو را یافتم...... ................. نمی دانم کی بود....صبح؟شب؟....اما می ئانم خورشید در پر نور ترین زمان خود بود..... سیاره ی پلوتو او را می خواند.....سرد و جوشان....از درون و بیرون.... اما....ای کاش میفهمیدی......یا بهتر بگویم......می خواستی....
میلادت مبارک همزاد من ! |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه دهم آبان 1386ساعت 10:46 توسط خاموش |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
زبونم خاموشه اما قلمم یه دنیا حرفه
|
| نوشته های پیشین |
|
شهریور 1388 بهمن 1386 دی 1386 آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 تیر 1386 |
| آرشیو موضوعی |
|
حکایت و روایت دل نوشت |
|
RSS
|