تبليغاتX
خاموش
گوش هایت را ببند.با چشم هایت بشنو.چشم ها صادق ترند
سهم من از با تو بودن شده بود سوختن و ساختن

تو قمار زندگیمون جون و عشقمونو باختن

شایدم که با تو بودن واسه من خواب و خیاله

نازنین عشقو به مهتاب بده تا که پس بیاره

زیر خاکستر چشمام آتیش عشقی نهفته

که بادیدن دوبارت باز میشه راز نهفته

نمی خوام که عاشقت شم می خوام مجنون تو باشم

با دوباره دیدن تو خیره ی روی تو باشم

دل من پیش تو مونده جون من مواظبش باش

اون مثه بچه می مونه جون من مراقبش باش

می دونم اثر نداره حرف من روی دل تو

آخرش او سر میزاره به بیابون از غم تو

وقتی دیدمت کلمات نیومد روی زبونم

موهای سفیدم خبر میده نزدیک خزونم

چقده شعر که نگفتم چقده آه نکشیدم

می دونم اثر نداشتن ای همه غم که کشیدم

دلو برداشتی و رفتی واسه من چیزی نذاشتی

ندونستی همه چیزم دل من بود که نذاشتی

نه دیگه تورو میبینم نه دیگه دلم سر جاش

نازنین هر جا که هستی هر زمان به یاد من باش

.............................................................

سلام دوستان ببخشید انقدر دیر آپ کردم.....آخه درس ها خیلی زیاد شده...

این یه شعر قدیمی بود که فکر کنم تاریخ مصرفش تموم شده!!!!

چون من دارم وارد یه دوره جدید میشم....

دعا کنید که اون اتفاق بیافته....

منتظرم.........

+ نوشته شده در  دوشنبه هفدهم دی 1386ساعت 16:43  توسط خاموش |